محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

738

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

مىخواستند با آن حضرت هجرت كنند ، صهيب به جانب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حركت كرد و جمعى از مشركان او را دنبال كردند و او از مركبش پياده شد و هرچه در جعبهء تيرش داشت ، بيرون ريخت و كمان به دست گرفت ، سپس گفت : اى تودهء قريش ! شما خوب مىدانيد كه من از بهترين تيراندازان شما هستم و به خدا سوگند كه دست شما به من نخواهد رسيد ، مگر اين‌كه هرچه تير در جعبه دارم ، تيراندازى كنم و آن‌گاه با شمشيرم آنچه توان در دستم مانده ، بزنم و در نهايت هر كارى كه مىخواهيد بكنيد . گفتند : ما را به خانه‌ات راهنمايى كن و هرچه در مكّه دارى ، مال ما باشد تا ما دست از تو برداريم ، و پيمان بستند كه اگر خانه‌اش را به آنها نشان دهد ، او را ترك كنند ، و او نيز اين كار را كرد . بديهى است كه اقتضاى تكليف اين نبود كه او انجام داد ، ولى آن فداكاريى بود كه قران در آيات شريفهء خود ثبت كرده و همان فداكارى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را ستوده است ، موقعى كه صهيب به مدينه رسيد ، پيامبر فرمود : « ابو يحيى ، آن معامله سود داد ، آن معامله سود داد ! » « 1 » و شايد ما با داستان دو برادر زخم‌خوردهء جنگ احد آشنا باشيم ، يكى از آن‌ها داستان را نقل مىكند كه من با برادرم در احد خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم و هر دو مجروح برگشتيم ، وقتى كه مؤذّن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اعلام كرد كه در پى دشمن بيرون رويد ، من به برادرم يا او به من گفت : آيا ما جنگ به همراه رسول خدا را از دست بدهيم ؟ به خدا سوگند ما مركبى نداريم كه سوار شويم و ما سخت مجروحيم . با اين همه با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيرون شديم و زخم من كمتر از او بود ، پس هرگاه او مانده مىشد ، من يك نوبت او را پشت مىكردم و يك نوبت پياده مىرفت تا به آنجا رسيديم كه مسلمانان رسيدند . « 2 » و لحظهء ديگرى پرمحتوا و با هدف عالى در روايتى از جندع بن ضمره نقل شده است كه وى پيرمرد بود و سنّ زيادى داشت ، وقتى كه دستور هجرت رسيد و كار برايشان سخت شد ، با وجود علم ايشان بر اين‌كه در دين حرجى و تكليف ما لا يطاق نيست ، به پسرانش گفت : من راه چاره‌اى

--> ( 1 ) - ر ك : اسباب النّزول واحدى ، ص 39 ، چاپ حلبى ، و نيز به تفسير در المنثور سيوطى : 1 / 240 و تفسير قرطبى : 3 / 20 و 8 / 267 ؛ تفسير طبرى : 2 / 321 ؛ تفسير ابن كثير : 1 / 248 ؛ المستدرك على الصحيحين : 3 / 450 ، حديث 5700 ؛ صفوة الصّفوة : 1 / 431 ؛ المعجم الكبير : 8 / 36 ، حديث 3707 ؛ السّيرة النّبويه : 2 / 224 . ( 2 ) - ر ك : تفسير طبرى : 4 / 176 ؛ تفسير ابن كثير : 1 / 430 ؛ تاريخ طبرى : 2 / 75 ؛ السّيرة النّبويه : 2 / 52 .